شب و سکوت و ...

شب و سکوت و بی کسی

در ساعت دلواپسی

دورم از این و آن و او

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

بی نفس هم نفسی

 

د ر این سکوت نیمه شب

میان اشک و آه و تب

خاطره های تلخ من

بزم گرفته اند عجب

 

دلم گرفته بی حساب

چشمان من چه بی حجاب

رسوای عالم می کند

دلتنگیم را با عتاب

 

جانم به لب می آید و

در خود فرو می بلعد و

یک لحظه می خندم ولی

در دل کسی میگرید و

 

دستی نمی گیرد مرا

چشمی نمی بیند مرا

این بی قراری ها ولی

هر لحظه می جوید مرا

/ 97 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر نوح

سلام...[گل]ممنون سر زدی.... فکر کردم آپ کردی [متفکر]

الف.ساقی

درود غزاله جونم[گل] خوبي عزيز؟[قلب]من هم دلم برات يه ذره شده، ببخشيد ديگه اين كنكور نمي‌ذاشت، الان ديگه خلاص شدم[هورا] منتظرم ببينم اين بار چه شعر خوشگلي مي‌خواي بنويسي‌ها[چشمک] [قلب]

گل یخ

آری دوست داشتن آغاز شده است,گر چه پایان راه ناپیداست.من دگر به پایان نیندیشیدم که همین دوست داشتن زیباست...[گل] عزیزمی[ماچ][قلب][ماچ][بغل]

سمانه

[گل]سلام چطوری؟[نیشخند]میشناسی که احیانا؟[اضطراب]باریکلا!موفق باشی[گل]به خواهرتم سلام برسون[بغل]

سمانه

I love u for giving your heart to me And trusting me with your pride I love u for the emotions I never knew I had I love u for making me smile whenever I feel I love u for finding that part of me that I never thought I'd find I love u forf the way you are and for how make me feel But most of all l love u cuz I know you're mine for real

سمانه

نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد

سمانه

از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفت آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد حتی حق آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد نمی توان از او رنجشی به دل گرفت بلکه باید تنها از خود رنجید که چرا باید آنقدر شایسته ی محبت نباشیم که دوست ما را ترک کند ... و این خود دردی کشنده است

سمانه

اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

سمانه

[زبان]اینام به افتخار جفتتون بود!!

گل یخ

سلام[عینک]