شکستم... (اصلاحیه)

نگاهم کن , صدایم کن که قلبم بی تو دل تنگ است

ببین , آهسته می گوید که دنیا بی تو بی رنگ است

در این دنیای بی مهری دلم لنگ محبت ماند

نوای عشق را تا اوج تا آن آسمان ها خواند

نهالی بودم و درمانده از درد فراغ ماه

سلامم را تو پاسخ گفتی و بودی چراغ راه

نمی دانم که خورشیدی و یا شب تاب های عشق

ولی تو با منی با من در این گرداب های عشق

شکستم آن من مغرور و کذاب زمان ها را

به سوی عشق خود پرواز دادم نغمه خوان ها را

سزای بودنم با تو فقط آرامشی بی جان

در آن لحظه که جان دارم امید هستِیَم باران

که شاید مرحمی باشد به روی زخم های من

و شاید جرعه ای باشد به روی شعله های تن

 

 

 

پ.ن 1:البته این تصحیح با کمک خواهر خوبم "خودم" بود .بی نهایت ممنونتم خواهری

                     برای دادن نظر به پست پایین مراجعه کنید

/ 0 نظر / 20 بازدید